در زمانهای قدیم.
شایدکمی بعد از ازل
فکر کنم روز ششم
بعد از کلی نقاشی (البته رئال)
از دریاو کوه وکویروخورشیدو ماه وجنگل (با گرافیک بالا)
برای پز دادنشان باید کاری میکردی!
پس.. بازهم
خواستی که بیافرینی ..آفریدی
گفتی آدم شو...شد
و حوا......هم
دیدی کافی نیست .
فکری در سر داشتی ..پس حوا را جلو انداختی وخودت پشت سر او پنهان شدی !
اورا به طریقی گناهکار جلوه دادی..(حالا من باز میگم تو مردی ..اونهایی که فکر میکنن توفقط مال اونهایی اسمم رو میذارن ملحد..مرتد..وگرنه خودت میدونی که منو تو از این حرفها با هم نداریم !)
چرا که باید به دلیلی اونا رو به جایی غیر از بهشتت میروندی تا سلسله آدمیانت بنیان نهاده شود!!
زایمان جریمه گناه حوا بود..
باشد ..هابیل وقابیل زاده شدند
وقتی قابیل هابیل را کشت
وقتی قابیلیان در سراسر زمینت خون به پا کردند
پشیمان شدی
...
سالها گذشته
الان زمانه نوح رسیده
میگن نوح هفت جدش میرسه به ثمره دیگری از ادم و حوا(راستی این روزها نوح خیلی سر زبونها افتاده ..فکر کن!! ..این همه عمر بهش دادی نتونست عدالت رو برقرار کنه .!!چه رسد به امام چهاردهم!!)
چی میگفتم؟!
قابیلیان هنوز در زمان نوح میزیستند ..حالا وقتش بود ..باید زمین را از اینهمه فتنه پاک میکردی . این همه قابیل نشان...باید جبران میکردی..
به نوح فرمان ساختن کشتی را دادی..واینکه از هر حیوان جفت جفت...
چه میگویم همه اینها را که خودت بهتر از من میدانی ..
بگذریم ..برایت متاسف شده ام
قابیلیان به طور کامل از بین نرفته اند
توفکر کردی که طی نزول باران
40 شبانه روز
وقتی تمام زمین را آب فرا گرفت غیر از همانانی که خود میخواستی
همه نابود شدند؟؟؟
نه ..!بگذار بگویم قابیل و قابیلیان هنوز زنده اند
اینها را برای تو مینویسم چون شک کرده ام که ما را میبینی
باز خواستم نکن ..دردم را به تو نگویم به که بگویم
به قابیلیان !!!
فرصت تنگ است
به من گوش کن..
باید کشتی نوحت رابار دگرعلم کنی..
زمین به یک تنفس احتیاج دارد ..باید باز پوست بیاندازد
بگذرا ادمیان به حال خود باشند ..انسانها را نجات بده !
اسم ادمی را به یغما بردند
آنها که خودرا نایب بر حقت میدانند.آنها که هر که با انهاست خودی وغیر آن نخودی میپندارند!
آنها،،،
آدمیان در پی قتل عام انسانها هستند.
نجات بده...انسانها را ..وگیاهان را...حیوانات را(فقط سوسک نه...:دی!!)
باید چیزهایی را بردارم.صبر کن!(دقت کردی خودمو یه جوری قاطی انسانها جا دادم.!!.حق گرفتنیه ..نه دادنی...!)
بعضیاز وسایلم.....کتابها ..عکسها ....مسواک...صابون...یه عالمه کاغذ..خودکار
میدانی..
من نمیتوانم صبرکنم که بعد از نابودی زمین اینها اختراع بشود!
فکرش را بکن ..بلال بخورم ومسواکی نداشته باشم!!
میخواستم ماشین..کامپیوتر.. موبایل..فیلمها..پلی استیشن . را هم بگویم ولی گفتم
ماشین می خواهی چکار ..؟سوار اسب میشی دیگه ..
وقتی برق نباشه..هیچ کدوم از وسایلی که گفتم به دردت نمیخوره..
صبرکن باید کاکتوسهامم بردارم ..ودوربینم..نقاشیهایم..ونوشته هایم..ویادگاریهایم..
فقط
وقتی همه جا نابود شد ..همه زمین ..وقتی خشکی ها را از دل آبها بیرون می آوری.وقتی همه جا سبزززز شد
البرز را هم همانطور بساز مثل روز ازل..طوری که هر جا بیاستم دماوند را ببینم..
ببین میتوانی کاری کنی که جزیره های جنوب کشور من طوری در کنار هم بالا بیاید که وقتی بعدها که ماهواره ها از بالا عکسبرداری میکنند این جمله را تشکیل بدهد ..خلیج از روز ازل پارس؟؟
خواستم بگویم میشه نقطه چین! کشورم تا حدی عقب ببری که از این طرف همسایه چین باشم .از آن طرف آندلس!!
.تمامی خزر درست در وسط نقشه کشورم باشد؟
ولی نه
..دیگرآن زمان نقطه چینی نیست ..مرزبندی نیست ..مثل زمانی که زمین از ماهواره ها دیده میشود ...مثل وقتی سوار هوایپمایی. خیابانها را نمیبینی..یا مرزبندی شهرها را حتی باgoogle earth!!
نفت نمیخواهیم..بگذار سر سفر مردمانمان به جای بوی نفت بوی نان باشد..
دین هم...بگذار هر کس هر جور که دوست دارد با تو حرف بزند ..هیچ آدابی و ترتیبی مجوی...
با یک زبان مشترک جهانی...
مممممممم....میدونی
بیخیال ..نمیخواد زمینو نابود کنی .من آدم خاطره بازی هستم .به ریسکش هم نمیارزه...اتفاقه دیگه ..شاید اشتباهی زدی منو کشتی..بعدشم قضیه ترو خشک رو علم کردی...والا!!!
پس یه کاری کن ..نمیشه حالا که تب آنفولانزای خوکی تنده همه ایل و تبار قابیلیان رو از بین ببری؟
البته یه آنفولانزای قابیلی..